Posts Tagged ‘کمک خارجی’

مداخله سیاسی

اخبار متناقض ساعات اخیر نشان از هرج و مرج قابل توجهی در سطح خیابان ها و شهر ترابلس دارد، اما برای یک جنگ داخلی، که قصاب ترابلس بر مردم اش تحمیل کرد، قابل پیش بینی بود. به هر حال ارقام حیرت آور ۱۵۰۰ کشته ظرف ۲۴ ساعت منتهی به فتح ترابلس منتشر شده پس می شود فکر کرد که اوضاع اصلا «طبیعی» نیست. سیف الاسلام، فرزند قذافی که تایید شده بود که در اختیار دولت انتقالی لیبی ست هم در باب العزیزیه مصاحبه می کند و تکذیب.

همانطور که در اینجا پیش بینی کرده بودم، می بایست بپذیریم که حکومت خونبار قذافی به پایان رسیده است.عکس پایین از برزیلیا، جلوی سفارت لیبی است که تصاویر قذافی را در آشغال دانی ریخته اند.(عکس از الجزیره – توئیتر این شخص)

این نماد سقوط شخصی است که ۴۲ سال اطمینان کامل داشت که کسی از او شایسته تر در لیبی پیدا نمی شود برای رهبری. روند اتفاقات هم به نظر همه را شوکه کرده است. هفته قبل رهبر شورشیان وعده سرنگونی به آخر آگوست می داد، حالا ظاهرا تنها قذافی بر باب العزیزه حکومت می کند و کمترین کسی نظری در مورد اینکه او کجاست ندارد. بعد از چند ماه بی نتیجه و درگیری هایی که شهر ها و راه ها را میان تفنگداران قذافی و شورشیان دست به دست می کرد، و در شرایطی که عده ای بی صبرانه خواستار توقف حملات هوایی ناتو بودندو در ایالات متحده سیاست دولت اوباما را تحقیر می کردند، نمی شود مطمئن بود که دقیقا چه چیزی منجر به پیروزی رعدآسا شد. اما تقریبا شک ندارم که برخلاف گفته های رسمی دولت های فرانسه انگلستان و ایالات متحده، شورشیان تسلیحات نظامی از این کشورها دریافت کرده اند. به این بیافزایید نقش نیروی هوایی ناتو را که عملا به عنوان نیروی هوایی شورشیان عمل می کرد و ظاهرا در روز منتهی به سقوط ترابلس، به صورت زنده از شورشیان در شهر اطلاعات استراتژیک دریافت می کرده. شورشیان ظاهرا در ماه های اخیر در حال تدارک نیروهای زیرزمینی داخل ترابلس، زیر چشمان قذافی و گارد ریاست جمهوری و بریگاد مخوف «خمیس» بوده اند. اینکه کدامیک در به پیروزی رسیدن نقش مهم تری داشته تعیین اش از عهده من خارج است ولی بی شک بدون کمک های خارجی، امروز دیوانه لیبی در حال قصابی کردن باقیمانده شورشیان بود.

از این جهت می رسیم به بحث شیرین «کمک خارجی» و نگاه ایرانی به آن. بلافاصله پس از اخبار اولیه در وب، معدودی از وبلاگ نویسان واکنش هایی داشتند که طیفی از اینکه لطفا برای لیبی احساساتی نشوید و دیوارهایتان را پر نکنید، تا افسانه خواندن پیروزی یک نیروی مردمی و توطئه بودن کل ماجرا به دلیل «توسعه یافته ترین کشور آفریقا بودن لیبی» را در بر می گرفت. پاسخ هایی که تا به حال در نت خوانده ام امیدوار کننده بوده است. همه با چشمانی باز و بدور از سودای استقلال و هوای ایده آلیسم انقلابی، تاکید کرده اند که منافع ملی را حق هر کشوری می دانند و حفاظت از آن را وظیفه رهبران شان. همه نسبت به تبعات پیروزی هشدار می دهند و اینکه انقلاب ها به مانند انقلاب بهمن، همگی قابلیت دزدیده شدن دارند. با این حال، کسی منکر خوشحالی و همبستگی با مردم لیبی است.

برای من دلگرم کننده بود که در نت ایرانی، افرادی با دیدگاه های متفاوت، می توانند به اهمیت آنچه مردم لیبی موفق به انجام ش شده اند (ولو به کمک خارجی) مشترک شوند و درباره موضوع «همبستگی نوع بشر» و خوشحالی از دست یابی دیگران به آزادی و نزدیک شدن جنایت کاران به عدالت، خوشحال شوند. از این بابت، حتی اگر جنبش سبز مرده باشد، روشنگری و عقلانیت در جامعه وب ایرانی زنده شده است.

برای مردمانی که فردای نامعلومی دارند، ۴۰ هزار نفر را در جنگی داخلی از دست داده اند، بخش عمده تجهیزات نظامی کشورشان تخریب شده، و در بی ثبات ترین شرایط کشورشان پس از استقلال قرار گرفته اند، بدون کمترین تردیدی می بایست خوشحال بود، چون در آینده ایشان دست کم امید به «بهتر» شدن هست.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: